آداب شب چهارشنبه سوری در تهران قدیم

               

استاد جعفر شهری مورخ و جامعه شناس معاصر؛ اوضاع اجتماعی تهران در قرن سیزدهم هـ . ش.را در کتابی 5 جلدی تحت عنوان "طهران قدیم" به رشته ی تحریر در آورده  که مطالب بسیار جالبی دارد و خواندن آنها خالی از لطف نیست.

با توجه به اینکه به آخر سال 1386 نزدیک می شویم، از جلد چهارم آن کتاب مطلبی راجع به چارشنبه سوری برای درج در وبلاگم انتخاب کردم که خلاصه ی آن  به شرح زیراست:

بته سوزانی:

اینک دیگر آفتاب رو به زوال گذارده   تمام آداب و شرایط این شب بجز یکی دو فقره به انجام رسیده   وقت آن می رسد که   در خورشید  زردی روز که شفق کاملا از میان رفته،  مغرب برسد. 

بته ها در صحن (حیاط) خانه ها و درازای کوچه ها  و زیر  گذرها  در هفت  کپه  و خط  مستقیم   ردیف شده    یک نفر کبریت  به اولین  کشیده      از شعله ی آن  کپه ی دومی  و از شعله ی آن سومی  تا  آخرین را گیرانده، دیگران که در پشت کپه ی اولین   به قطار   ایستاده    منتظر  پریدن   از رویشان می باشند، شروع به دویدن  و پریدن بکنند  و با هر جهش یک بار "زردی من از تو ، سرخی تو از من" را به زبان آورند تا شعله ی

بته ها فروکش نموده   رو به زوال برود...

پس منتظر می ماندنند تا آخرین شعله ی آتش ها خاموش و خاکستر هایشان سرد بشود و آنگاه  هر کس مقداری از خاکستر آن را برداشته  حب ذغالی   به آن می افزود  و در پارچه ی چرک لباس خود بسته   به کنار آب روان رفته به آب میداد  و  می گفت: (ریختم و از غم گریختم)  در این عقیده که با این عمل سردی و خمود و جمود و سیاهی    و غم از زندگی خود دور می کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

      امیدوارم چهارشنبه سوری خوش و بی خطری داشته باشید.