قند و نمک نام یکی از کتاب های مشهور ادیب شهیر و فقید استاد جعفر شهریه که در اون کتاب، ضرب المثل های تهرانی رو به زبان محاوره ای نوشته.( استاد جعفر شهری 1378-1293 )

این کتاب خیلی شیرین و خوندنیه؛ توصیه می کنم که حتی اگه شده فقط چند صفحه از اون رو بخونین!

     دراینجا چنتا از ضرب المثل های با مزه رو نوشتم که امیدوارم    خوشتون بیاد:

 

- حالا قلقلکش کنی سال دیگه خبر میشه!

کنایه از تنبلی و بی حالی زیاده از حد است.

 

- قرض که رسید به صد تومن، هر شب بخور مرغ و پلو!

فارغ از هر مسأله شدن، به سیم آخر زدن.

 

- اگه من نمیریدم، تو از کجا می خوردی؟!

جواب دندان شکن. از جمله جواب هایی که بسا اوقات ضرورت پیدا می کند!

 

- فرار به هنگام و سر بر بجای       به از پهلوانی و سر زیر پای

بسا ترس و گریزها که شایسته تر از مقاومت باشد.

 

- کار که به استخاره شد،تسبیح آخوند پاره شد!

بدبیاری، درماندگی و بی یاوری.

 

- کارش چیه؟ بوق میزنه، بخیه به آبدوغ میزنه!

معرفی بیکاره و بی هنر.

 

- کله پز برخاست سگ جایش نشست.

نا اهل به جای اهل نشستن.

 

- هر جا دیدی دعواس، بدون سر مال دنیاس!

مطلبی که اگر دانسته شود، فکر از چگونگی دعواها وسیاست ها آسوده شود.

 

- هر کی هر چی پیشتر، دشمنش بیشتر!

ترقی و تعالی و پیشرفت که بر انگیزاننده ی حسادت و دشمنی می باشد.

 

 قلـــیان چه خوش است گاهــگاهی بکــشی     

 

                                        نی از سر شب تا به صــباحی بکــشی  

 

 دودش ضــــرر و خاصیــتش تنــگ نفـس   

 

                                           کی گفــته خــدا که این بلا را بکـشی!؟ 

 

 در مذمت قلیان که باید دیگر دخانیات را نیز به شمول آورد.

 

... و بسیاری دیگر که خواندنش حتمآ براتون جالب خواهد بود.