سخاوت

 

پسر بچه‌ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: «یک بستنی میوه‌ای چند است؟ پیشخدمت پاسخ داد: 50 سنت. پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید: «یک بستنی ساده چند است؟»

در همین حال، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی

 بودند و پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: « 25 سنت».

پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت: «لطفاً یک بستنی ساده»

پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت. پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت.

وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوکه شد. آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، 2 سکه 5 سنتی و 5 سکه 1 سنتی گذاشته شده بود. برای انعام پیشخدمت.   

                                 نقل از: ضمیمه روزنامه اطلاعات، مورخ 25/4/1388